نگاهي به مجموعهي «آفتابگردان»؛موفقيت به سبك قزويني
ابراهيم سلطاني؛تحقيقات نشان داده است كه علاوه بر «خانواده» محيطهاي آموزشي، اجتماع و به خصوص «تلويزيون» نقش غيرقابل انكاري در تعليم و تربيت «كودكان» ايفا ميكنند. بر طبق آمار منتشر شده، «امروزه در خانوادهها، تلويزيون بيشتر از والدين با كودكان حرف ميزند و در واقع دايهاي الكترونيكي است، بخصوص كه در هفتاد درصد موارد در همان اتاقي است كه كودكان تكاليف خود را انجام مي دهند؛ لذا مشكل ميتوان آنها را از تماشاي تلويزيون منع كرد.»(۱) تلويزيون در نيم قرن اخير به عنوان پديده و ابزاري جديد به واسطهي بهرهگيري از چشم، گوش و كيفيت برنامهها و آموزههاي گوناگون، مخاطبان (كودكان)زيادي را جذب ابعاد كوچك خود كرده است واختلاف نظر بين موافقان و مخالفان اين پديده در نحوهي ارائه برنامههاي آن عمري به درازاي اختراع «تلويزيون» دارد. برخي از پژوهشگران، اثرات منفي و مخرب «تلويزيون» همچون «بدآموزي» ، «محدويت رشد كلامي»، «سطحي نگري و عدم تامل در پديدهها»، «محدويت تخيل كودكان»، «افت تحصيلي» و ... را از دلايل اصلي خويش در مخالفت با پديدهي جديد اظهار ميدارند؛ اما در مقابل، تعداد بيشماري از محققان راه حلهايي همچون «همراه بودن والدين با كودك در تماشاي «تلويزيون» را عنوان ميكنند (اين نگرش به دليل توليد فيلمهاي ضد اخلاقي در كشورهاي اروپايي مصداق مييابد) و معتقدند؛ نه تنها «تلويزيون» تخيل كودكان را محدود نميسازد؛ بلكه به كمك چنين وسيلهاي مي توان تجربيات دست نيافتني همچون؛ «سفر به ماه»، «رازبقا» و «مسايل ماوراء طبيعي» را براي كودكان امكان پذير ساخت. با تمام اختلاف سليقههاي موافقان و مخالفان تلويزيون، تجربه نشان داده است كه اگر فيلمسازان گروه كودك و نوجوان از هوشمندي و ظرافت طبع برخوردار باشند، كارهاي بسيار موفق و ماندگاري به مانند «آفتابگردان» -توليد مركز صداو سيماي قزوين- به منصهي ظهور خواهد رسيد. مجموعهي «آفتابگردان» در ميان خيل عظيم برنامههاي تلويزيوني مركز «قزوين» يك سروگردن بالاتر از همه قرار دارد و در اندك زمان كوتاهي توانسته مخاطبان زيادي از كودك تا بزرگسال را جذب نمايد. «محسن آقالر» در مقام سازندهي اثر، توانسته با دقت و هوشمندي خاص و به كمك ديگر عوامل، بخصوص نويسندگان جوان؛ مجموعهاي به دور از شعارهاي دهن پركن و شلختگي و سطحي نگري مزمن كه اين روزها به اپيدمي خوش خيمي تبديل شده، خلق نمايد. نگاه ويژه و هوشمندانهي «آفتابگردان» در جهت تقويت آموزههاي اخلاقي «كودكان» حاكي از آن است كه سازندگان اين مجموعه از مدتها قبل به چنين شيوهاي از برنامهسازي انديشيدهاند تا از طريق آيتمهاي شيرين و مفرح و با نيم نگاهي به دنياي كودكانه، پيامهاي ارزندهاي به صورت غير مستقيم به پيكرهي اين گروه سني تزريق نمايند. از ديگر دلايل موفقيت اين مجموعه ميتوان به صدا پيشگان آن اشاره نمود. به طور مثال صدا پيشگي شخصيت عروسكي «خان بابا» با لهجهي شيرين قزويني، نه تنها هيچ گونه دافعهاي ايجاد نكرده، بلكه بسيار ظريف و حساب شده و گويي در قالبي استاندارد به بدنهي اثر متصل شده است؛ حال اگر در اثر شتابزدگي، لهجهي قزويني با غلظت و فشار آوايي زيادي ادا ميشد، چه بسا به برنامهاي مضحك و خنده آور تبديل ميشد. دست مريزاد به فرشيدقليپور و سعيد عنبري عزيز! از طرفي ديگر حضور شخصيت عروسكي«عمو قوام» تكميل كنندهي زوج «خانبابا»، به مانند يك روح در دو بدن و در راستاي تقويت آموزههاي اخلاقي و اجتماعي مجموعه با صداي خش دار، اما دوست داشتني «مرتضي رحماني» برقدرت و قوام آفتابگردان افزوده است. حضور و انتخاب شخصيت زندهي «عمهسارا» (سميرا آقايي) در كنار عروسكها كه به نوعي حلقهي ارتباط بين عروسكها و مخاطبان كودك مجموعه، محسوب ميشود؛ بار مثبت و محتوايي اثر را دو چندان كرده است. در ابتداي كار، احساس ميشد كه عمهسارا نتواند در كنار عروسكها، بازي قابل قبولي را ارائه نمايد؛ اما رفته رفته وي به مرز پختگي رسيده و بي آنكه دچار شلختگي و بي محتوايي كلامي –كه امروزه گريبانگير تلويزيون و برنامههاي كودك شده – گردد، در مقابل دوربين و عروسكها، بازيهاي خوبي را به جا گذاشته است. در پايان ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه فيلمساز به مدد آشنايي با دنياي خاص و حساس كودكان، موفق شده با خلق عروسكهايي به مانند: «خان بابا»، «عموم قوام» و از همه مهمتر «نويد» كوچولوي شيطان و با نمك، پيامها و برخي از آموزههاي اخلاقي، مذهبي و ملي را مطرح نمايد؛ او از اين طريق به هدف اصلي برنامه سازان گروه كودك و نوجوان؛ يعني تعليم و تربيت نزديك تر شده است. پانوشت: ۱-ادبيات كودكان و نوجوانان، بنفشهحجاري