سخنان جديد پيمان در قزوين: نگاه هستی اندیشانه به عاشورا
همزمان با فرارسيدن ايام عاشورا، روشنفكران ديني- و يا به تعبير خود مذهبي- قزوين نيز ميزبان حبيب اله پيمان بودند تا از دريچه اي ديگر به پيام هاي عاشورا بنگرند و حركت امام حسين(ع) و يارانش را از نگاه خود به بازبيني بنشينند. روشنفكران ديني در اين سال ها بسيار تلاش كرده اند تا از " هم وضعيتي" با امام حسين و واقعه عاشورا، راهكارهايي براي جامعه امروز و وضعيت خود بيابند.آن چه كه در ادامه خواهيد خواند، سخنان حبيب اله پيمان است در جمعي كوچك از آنان كه دغدغه نگاهي نو به به دين دارند. دكتر حبيب اله پيمان با اين نكته بحث خود را آغاز كرد كه "همه ي رفتارهاي انساني قائم به ذات نيستند و گاهي قائم به جمعند." وي گفت: خيلي از رفتارهاي ما از رفتارهاي جمعي ناشي مي شود، پس نبايد به خيلي از آنها اصالت بدهم. وي سپس به تحليل عاشورانشست و از نگاهي بي طرفانه و صرفاً انساني، واقعه عاشورا را يك تراژدي بزرگ دانست كه بر كمتر انساني است كه تاثير نمي گذارد. دكتر پيمان درباره انگيزه هاي موجود در قيام امام حسين به عقل مصلحت انديش اشاره كرد و گفت: خيلي ها در طول تاريخ اين واقعه را از منظر عقلانيت تاييد نمي كنند، به ويژه در زمان حال كه مصلحت انديشي بنياد نظام ما شده است. وي در ادامه به تناقض موجود در رفتار و عمل برخي از مبلغين و مروجين شعائر مذهبي اشاره كرد و گفت: از يك طرف در گفتارشان، ايثار و گذشت امام حسين را تجليل مي كنند و مي گويند؛ براي امام، جانش در برابر آزادي ارزشي نداشت كه ايشان نخواهند جانشان را فدا كنند ودر مقابل كردار و عملشان، مصلحت خويش و خانواده شان را در تمامي شئون در صدر قرارمي دهند.اين تناقض به وضوح در رفتار متوليان مذهبي نمود عيني دارد. دكتر پيمان با طرح سوال بحث خود را اين گونه ادامه داد كه "امام حسين در آن لحظه به چه مي انديشيد؟ و از واقعه عاشورا چه انگيزه اي داشت؟"براي كساني كه صميمانه فقط گريه مي كنند و خود را تخليه مي كنند، تنها به خاطر مظلوميت امام حسين(ع) و به نوعي آن ها حسين را نماد مظلوميت خود قرار مي دهند. ايشان در ادامه اين گروه را ناتوان از درك سوال بالا مي داند كه فقط توان گريه كردن براي تسكين دردهاي نافرجام خود را دارند؛ اما از منظر دكتر پيمان، ذهن كنجكاو و خلاق در جستجوي درك سوال فوق است. دكتر پيمان در پاسخ به سوال طرح شده افزود: اگر تنها به مسلماني حسين(ع) اكتفا كنيم و مسلمان بودن او را تنها دليل اين حركت بدانيم، دچار خطاي فاحش شده ايم و در طول تاريخ ميلياردها مسلمان آمدند و رفتند؛ ولي هيچ كس حسين(ع) نشد. صرف داشتن اعتقاد صميمانه كافي نيست تا از يك انسان حسين بسازد اين كه ظلم بد است و بايد جلوي ظلم ايستاد شعاري است كه هر روز مي دهيم؛ اما واقعاً چند نفر مثل حسين عمل كردند آن هم عملي كه چنان فرايندي در پي داشت. دكتر پيمان، روايت سنتي از عاشورا را مورد انتقاد قرار دادو گفت: سنتي ها بر اين باور بودند كه امام حسين مي دانست كه حركتش از پيش تعيين شده و تقدير الهي بوده است، مخصوصاً كساني كه به علم غيب امامان اعتقاد دارند، بر روي اين موضوع پافشاري مي كنند. ايشان با انتقاد از نظر بالا تشريح مي كند: اگرچه حسين نادانسته بايد آن راه را مي رفت و اگر نمي توانست خلاف تقدير عمل كند و اگر حسين انتخاب ديگري نداشت، پس برايش هم فضيلتي در پي نداشت. وي با استناد به نظر دكتر شريعتي براي براندازي ماسك ظاهرفريب مسلماني يزيد گفت: در شرايط ناتواني كه هيچ راه براي مقابله با زور وجود نداشت، فردي چون حسين جانش را قرباني براندازي مشروعيت يزيد مي كند.كه در زماني كه تمامي قتل ها و خيانت ها و دزدي ها به نام اسلام انجام مي گرفت و يزيد خود را اميرالمومنين مي دانست و با توجه به دستگاه قوي تبليغاتي خود چنان قلب واقعيت كرده بود كه كساني كه امام حسين(ع) را مي كشتند، فكر مي كردند، دارند ثواب مي كنند، شهادت تنها راه بود. وي در ادامه گفت: اين عمل يك اقدام استراتژيك بود و چه از نظر نجف آبادي و چه از نظر دكتر شريعتي، اما به راستي اين گونه بود؟ اختلاف روي محاسبات زياد است گروهي به امام حسين(ع) مي گفتند؛ "آنقدر مردم بي اطلاعند كه اگر جانت را هم بدهي از آن آگاه نمي شوند" يا گروه ديگر مي گفتند؛ اساساً اين كار فايده اي ندارد." دكتر پيمان از نگاه انسان شناسي و ارزش هاي انساني به قيام عاشورا نگريست و گفت: ما زماني قادر به درك ارزش هاي انساني هستيم كه در دفاع و اعتلاء ارزش هايمان از منفعت هايمان چشم پوشي كنيم. ما به عهدمان وفا مي كنيم؛ حتي اگر برخلاف جسم ما باشد؛البته يك انسان هوشمند هم مي تواند با عقلش اين ارزش ها را در خدمت علايق فيزيكي و دنيويش قرار دهد. وي ادامه داد: به نام عدالت مي كشيم، به نام دوستي خيانت مي كنيم، به نام حقيقت دروغ مي گوييم. نمي گويم اين ارزش ها را قبول نداريم؛ ولي با اين ارزش ها بازي مي كنيم؛ اما اينكه چگونه بفهميم كسي كه داعيه اين ارزش ها را دارد، اين ارزش ها برايش ابزار هست يا هدف، جز عملش قابل تشخيص نيست.عمل صالحي كه بارها در قرآن كنار ايمان مورد تاكيد قرار گرفته است. وي در ادامه سطوح زندگي را دو قسم دانست و گفت: سطح اول زندگي ما زيستي و سطح دوم انساني است، براي رسيدن به سطح دوم دليلي براي از بين بردن سطح اول نيست. وي در انتقاد به صوفيان كه راه رسيدن به سطح دوم را از بين بردن سطح اول مي داند، گفت: تضادي در ميان مراتب هستي نيست. سطوح عالي فقط به سطوح پايين جهت مي دهد؛ اما امكان نابودي وجود ندارد. پيمان در رابطه با انگيزه محرك امام حسين (ع) اظهار داشت: محرك حسين در عمل اخلاقيش،هستيش بود، امثال حسين آنچه را كه دريافتند و بدان عمل كردن جز دارايي هايشان نبود بلكه جز هستي و روحشان بود. وقتي چيزي مطابق هستي است، نيازي به آموزش ندارد. دكتر پيمان ادامه داد: دارايي را مي توان فروخت و يا معامله كرد، مي شود عقايد را عوض كرد يا فروخت؛ اما هستي را نمي توان عوض يا معامله كرد در آفرينش، هستي جديد مقوله شد كه اين هستي همان روح الهي و شعور خودآگاه بود. وقتي هستي بيولوژيك در خدمت هستي اخلاقي قرار گرفت آن وقت ديگر جداشدني نيست. مثل اكسيژني كه براي زنده ماندن است؛ اما اگر هستي رشد نكند مثل كودكي عقب مانده آن وقت ديگر نه خبري از آزادي است، نه هيچ يك از ارزش هاي متعالي. اگردر برابر اين نوع ارزش ها واكنش نشان نمي دهيم بايد شك كنيم، كسي كه هستيش رشد كرده، نمي تواند در قبال اين نوع مسائل واكنش نشان ندهد، بالاخره آن لحظه ناآرام است و بايد كاري بكند، اگر نكند مي ميرد. پيمان پس از ادامه مباحث خود، در نتيجه گيري از بحثش عنوان داشت: حركت امام حسين بر خواسته از هستيش بود. هستي كه وقتي در مقابل دروغ و تزوير قرار مي گيرد، واكنش نشان مي دهد. واكنش به صيانت خودآگاه ارادي است. برخلاف غريزه كه كور عمل مي كند. دفاع غريزه كوركورانه و پرخاشگرانه و نسنجيده است؛ اما دفاع ارادي سنجيده ولي ناآرام است. دكتر پيمان، هدف عاشورا را پاك كردن پليدي ها و جايگزين كردن خوبي ها مي داند، نه نابودي بدها و جايگزين كردن خوب ها. وي در اين باره تصريح مي كند كه اگر بخواهم براي از بين بردن بدي ها، بدها را نابود كنيم، اين كار بيهوده است؛ چون همواره بدي ها وجود دارند. پيامبر(ص) اگر مي خواست به اين روش عمل كند امروز چيزي باقي نبود، هدف پيامبر برقراري خوبي ها بود، اگر بخواهم بدها را از بين ببرم، درگير دور باطلي مي شويم كه خود را به بدي مي كشاند. وي ادامه داد: امام حسين هم در انديشه برقراري خوبي ها و از بين بردن بدي ها بود.اگر امام مي خواست انتقام بگيرد و بدها را نابود كند، به راحتي ۴ تا تروريست مي فرستادند و يزيد را ترور مي كردند؛ اما نكرد، حتي در زمان علي(ع) و پيامبر كه مي توانستند بكشند، نكشتند. پيمان گفت: خوارج وقتي مي آيند در مجلس علي(ع) و هرج و مرج مي كنند، يك نفر از آنها را به بهانه تشويش اذهان اقدام عليه امنيت، و تبليغات عليه نظام محاكمه نكرد. اين كار پيامبرانه است، انتقام نبايد مبنا باشد و به خاطر همين است كه انسان هاي كينه جو نمي توانند انسانهاي الهي باشند. دكتر پيمان، ترويج بصيرت در انسان را رمز رفاه، بيداري ارزش ها و حركت امام حسين را برخواسته از وجدان الهي دانست و گفت: وقتي امام حسين در برابر خواسته هاي الهي قرار گرفت و نتوانست پاسخ مثبت بدهد، امام در مكه متوجه مي شود كه عده اي مصمم به قيامند و هستي رشد يافته امام در برابر اين خواسته ها جواب مثبت مي دهد، اگر امام حسين به درخواست كوفيان پاسخ مثبت نمي دارد، دچار مرگ معنوي مي شد. ايشان با انتقاد به نظر دكتر شريعتي كه هدف امام حسين از قيام را تنها شهادت مي دانست، گفت: وقتي امام حسين در وسط راه متوجه مي شود ديگر درخواستي نيست، تصميم به بازگشت مي گيرد. ۵ بار امام مي گويد؛ "بگذاريد برگردم"، اگر حركت امام فقط براي شهادت بود، ديگر نظر در خواست كوفيان اهميت نداشت، بايد مي رفت تا شهيدشود.چرا چون ديگر قيامي نبود، براي چه بايد خودش را به كشتن مي داد؛ مي خواست بماند تا مبارزه كند. وي ادامه داد: تا هستي انسانها بيدار نشود، كاري شكل نمي گيرد. بني اميه رفت. عباسي آمد.... تا هستي انسانها آلوده ستمگري است هيچ رخدادي به وقوع نمي پيوندد. وي اظهار داشت: بيعت براي امام حسين مصادف بود با تن دادن به ذلت. شخص پيمان در اين باره مي افزايد: وقتي قرار مي شود بين ذلت و شهادت يكي را انتخاب كند، شهادت را انتخاب مي كند. پيمان در پايان كساني را داراي نقش ماندگار در هستي خواند كه هستي الهي ايشان رشد كرده و تصريح كرد:" كه اگر هستي الهي رشد كند، انسانها مي آفريند عشق، آگاهي، علم، محبت انديشه اي كه مي آفريند مي ماند."