زن، ورزش ، توسعه


ناهيد سادات حياتي؛مي دانيم توجه علم به ورزش، يكي از اصول اساسي در توسعه آن به شمار مي آيد.

در حال حاضر، توسعه، اساسي ترين مقوله ي مورد بحث در امر ورزش است. بر همين اساس، مي توان در جهت توسعه و گسترش ورزش بانوان ضمن سالم سازي و پويايي محيط هاي ورزشي، كاربردهاي علمي ورزش را در زمينه هاي مختلف فعاليت هاي تربيت بدني و ورزش مدنظر قرار داد. بايد فضاي لازم براي زايش و بالندگي فرهنگ علمي ورزش در محيط زندگي زنان فراهم گردد، به گونه اي كه ورزش جزو جدا نشدني از زندگي آنها شود و به تدريج به آن خو گيرند.
زنان در صورتي به سوي فرهنگ علمي ورزش سوق داده مي شوند كه زندگي شان به طور نهادي با ورزش سامان بگيرد.
گسترش تحقيقات علمي در باره ي زن در ورزش و فعاليت هاي بدني او، نياز به تركيب اطلاعات علمي-ورزشي و ارائه روش هاي جديد علمي را بيش از پيش براي ورزشكاران زن پديد آورده است. كنفرانس «زن و علوم ورزشي» در كلرا دو در سال ۱۹۸۵ م ، جهت تامين اين نياز طرح ريزي شده بود. در آن كنفرانس برعلوم ورزشي مانند بيومكانيك، فيزيولوژي و روانشناسي و زمينه هاي مرتبط ديگر چون تغذيه، آسيب ها، كاركرد عادت ماهانه و سالمندي كه امروزه برفعاليت زنان تاثير بسزايي دارد، توجه خاصي شده بود. مطالب طرح شده در كنفرانس، در يك چارچوب هنرمندانه، اطلاعات علمي –ورزشي را در اختيار متخصصان تندرستي و پزشكي، مربيان و ورزشكاران، كمك مربيان و ديگر علاقه مندان به سلامت و تندرستي زنان كه در فعاليت هاي بدني و ورزشي شركت مي كردند، قرار داد.
بعضي از همايش ها و كنفرانس هاي علمي و فرهنگي مي تواند جايگاه مناسبي از «ورزش و سلامتي» را براي زنان جامعه از هر گروه سني داشته باشد و نقش بسزايي در نماياندن اهداف ورزش و عملكرد مثبت ورزش در روحيه و همچنين پيامدهاي قابل توجه علم ورزش در توسعه جامعه زنان را در برداشته باشد. همايش ها، ميزگردها،نشست ها و بحق مي تواند راهكارهاي مفيد براي افزايش سطح آگاهي زنان، ارائه دهد تا بتوانيم جامعه اي پويا، سالم و با نشاط، با زنان قدرتمند و مادراني فعال و مفيد داشته باشيم.
مي دانيم در طي بيست سال گذشته، انقلابي واقعي در ورزش زنان رخ داده است. توجه به ورزش جزو لاينفك نهضت زنان به شمار مي رود و همين امر دورنماي جديدي را در زمينه ي تلاش انسان گشوده است.
ما مي توانيم جايگاه فعلي و مشكل احتمالي ورزش زنان را در آينده با نگاهي به الگوي عملكرد ورزشي زنان، درست مانند هر پديده ي بيولوژيكي ديگر تصور كنيم، به عبارت ديگر، پيشرفت ورزش زنان چيزي شبيه منحني سينوسي است.
عملكرد پيشينه ورزشي زنان به سرعت به پيشرفت خود ادامه مي دهد و اكنون در قسمت شيب تندبالا رونده ي منحني قرار دارد. از طرفي ديگر، ورزش مردان در قسمت بالاي منحني قرار دارد و پيشرفت آن ها در مقياسي اندك و به آهستگي صورت مي گيرد.
 تحسين ها و ستايش هاي اجتماعي، برنامه هاي حمايتي مناسب و تنوع جوايز روحي –رواني، هيجاني و مالي به كيفيت و كميت شركت زنان و بطور كلي به كيفيت ورزش بانوان افزوده است.
ايجاد انگيزه در ورزشكاران زن
از ديدگاه يك مربي ورزش، انگيزش شايد جالب ترين و آموزنده ترين موضوع در روانشناسي ورزش امروز باشد. مامعمولاً اطلاعات علمي كافي در اختيار نداريم تا ثابت كنيم بين دو جنس تفاوت هاي روانشناحتي زيادي وجود دارد. برخي از تفاوت هاي جامعه كاملاً آشكار است و در نتيجه در روش ها و رفتارهاي روانشناختي نمايان است. مثلاً هيجان و عواطف در زنان آشكارتر است، اشك ريختن، رفتاري مورد قبول در زنان و نه مردان است. تفاوت ديگر، احتمالا از اين جهت است كه مردها ساليان سال با ورزش درگير بوده اند، نقش آنها از نظر اجتماعي پذيرفته و تعريف شده است، در حالي كه نقش زنان هنوز در مرحله ي انتقال است.
تعدادي از پژوهشگران معتقدند كه نيازهاي مردان و زنان از نظر رفتار موفقيت آميز نيز متفاوت است. استدلال شده است كه زنان بيشتر براي اينكه مورد علاقه و تاييد قرار گيرند، كار مي كنند تا چيرگي در مهارت ها به عنوان يك اولويت دركار؛ بنابراين مربي بايد براي زنان و تيم زنان فضاي دوستانه، گرم، مثبت و اجتماعي فراهم كند.
بنابراين، وظيفه ي مربي ايجاد بالاترين انگيزه براي بهترين اجراي ورزشكاران است. مربيان بايد از روابط انساني بيشتر استفاده كنند، بويژه در مورد ورزشكاران زن. در اين الگو، مربي مانند يك باغبان، عمل مي كند. او به ورزشكاران كمك مي كند تا در ورزش مورد علاقه شان پيشرفت كنند.
براي ايجاد انگيزش در ورزشكاران بايد ورزشكاران را شناخت، محيط ورزش را كنترل كرد، به ورزشكاران كمك كرد تا خويشتن پنداري مثبت داشته باشند، ورزشكاران را در تصميم گيري دخالت داد، به آنها آموخت تا اهداف خود را تدوين كنند و آخر اينكه الگوهاي الهام بخش در اختيار ورزشكاران قرار داد.
خلاصه با توصيه هاي موارد فوق ، موفقيت مربيگري ورزشكاران زن، بستگي زيادي به مهارت مربي در ايجادتعادل بين انگيزه هاي ورزشكاران دارد و تحقيقات بيشتري بايد در زمينه ي چگونگي كار برد يافته هاي تحقيقاتي با توانايي هاي خلاق مربيان در ايجاد انگيزه در ورزشكاران زن صورت پذيرد.
زن و روانشناسي ورزش
زنان با بالا بردن توانايي هاي ذهني مي توانند به روياهاي خويش جامه ي عمل بپوشانند. همه ي ورزشكاران از اهميت آمادگي هاي ذهني و اعتماد به نفس آگاهي دارند. براي مثال در يك تحقيق مسابقات ورزشي زنان و مردان مقايسه شده است و ديده شده كه در مسابقات تيراندازي با كمان شركت فعالي داشته اند، زنان پيوسته در مسابقات ورزشي كه به تمركز حواس بسيار، ظرافت و قدرت نياز دارد يا مثلاً مردان و زنان هر دو در مسابقات ورزشي شنا و دوو ميداني پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي داشته اند و اختلاف ميان آنها از نظر زماني به سرعت رو به كاهش است. اين پيشرفت زنان در ورزش نشان مي دهد كه امروزه بيش از هر زمان ديگري زنان به رقابت پرداخته اند كه در اين رقابت ها بدون ترديد، پيشرفت ، يك اصل اساسي است.
ورزشكاران زن بايد توانايي هاي بالقوه ي خويش را بشناسند و حتي مهمتر از آن مربيان، كارگزاران، پژوهشگران و افراد ديگري كه بر ورزش زنان تاثير گذار هستند نيز بايد ديدگاه خود را در باره ورزشكاران زن بسط و گسترش دهند.
طي يك مصاحبه با ۲۰ مربي دبيرستان و ورزشكاران مشهور، آنها اظهار داشتند كه: ورزشكاران زن قدرت ويژه اي از خود در زمينه هاي فداكاري ، استقامت، عطش براي دانش، انعطاف پذيري جسماني، تخصص يافتن سريعتر، همبستگي تيمي، تمركزحواس، مربي پذيري و هيجان پذيري نشان داده اند. يكي از دلايل تمركز بر قدرت زنان ورزشكار آن است كه زنان با كسب هويت نيرومند از طريق ورزش، رشد و تكامل مي يابند.
روانشناسي ورزش نقش روزافزوني را در رشد و تكامل ورزشكاران ايفا مي كند، با بازنگري بر قدرت زنان پي مي بريم كه ورزشكاران زن توانايي بالايي را در جهت به كارگيري قابليت هاي ذهني و رواني خويش در ورزش كسب مي كنند.
در نتيجه برنامه هاي روانشناسي ورزش شامل اين موارد است: مهارت هاي آرام سازي، كسب مهارت هاي تمركز حواس، تصوير ذهني و مهارت هاي تصوير سازي، توانايي غلبه بر اضطراب و استرس ، نظريه هاي انتظار و ديگر راهبردهاي روان شناختي.
عملكرد رواني –حركتي و ميانسالي
امروزه توجه بسياري به افزايش فعاليت هاي ورزشي ناشي از بهبود عملكرد روان شناختي و فيزيولوژيكي شده است. تمرينات جسماني و رواني درايجاد تغييرات در عملكرد و در نتيجه، سطح اجراي حركت سهم بسزايي دارند. در يك پژوهش، عملكرد رواني –حركتي بررسي شده است و به حفظ يا افزايش ظرفيت عملكرد ذهني و جسماني توجه شده است كه ممكن است به واسطه ي تكرار فعاليت هاي جسماني حاصل شود. با افزايش سن، عادت به انجام تمرينات جسماني در زندگي، در جهت جبران بعضي از تغييرات ايجاد شده، ظاهر مي گردد. نه تنها توانايي هاي جسماني ، نظير قدرت و استقامت، بلكه بعضي از توانايي هايي كه بيشتر«شناختي» يا «ذهني» به نظر مي آيند، نظير سرعت تصميم گيري، حاصل اين فعاليت هاي جسماني خواهند بود.
بعضي از رفتارهاي مختص افراد مسن ، عبارتند از: كندي حركت، از دست دادن هماهنگي يا دقت، افزايش تلاش، افزايش نياز به فعاليت هاي عادي و گاهي از دست دادن «خودكار» بودن كه نمونه هايي از اين تغييرات رفتاري با مشاهده ي افراد مسن آشكار مي گردد. به طور مثال، كندي حركت در كاهش سرعت قدم زدن مشخص مي شود. سالمندان در انجام حركات دقيق و سريع مانند هدف گيري، نمي توانند دقت كافي داشته باشند.
تاريخچه ي ورود زنان به مجامع ورزشي
بدنيست به گذشته هاي دور بنگريم و بدانيم در كتب تاريخي اگر چه از ورزش هاي مورد علاقه مردم و همچنين به جهت طبقاتي بودن جوامع در آن زمان از ورزش مخصوص هر يك از طبقات چيزهايي ذكر شده، اما از ورزش زنان به جز براي طبقه اشراف كه داراي امكانات ويژه اي براي ورزش بودند، نامي به ميان نيامده است.
زن طبق مفاهيم كهن، در شرايط اجتماعي خاص در حصار و از تمام فعاليت ها –به استثناي كارهاي خانه داري و داخلي –محروم بود و چنانكه ديديم از هيچ تربيتي بهره مند نمي شود.
آنچه در آن دوران-بين سقوط امپراتوري روم در مغرب تا حدود سال ۱۰۰۰ ميلادي –قابل بيان است اينكه روحانيون مسيحيت با تمام قدرت سعي در متروك نگاهداشتن پرورش جسم داشتند و فلسفه تعليماتي آنان چنين بود كه براي تنوير روح، جسم را تحقير نموده و آن را ابزار عنان گسيخته وجود بنامند، به تدريج بر اثر وجود جنگ ها و خونريزي ها و قحطي ها و ديگر عوامل كه وجود داشت و قهراً تربيت بدني و ورزش را براي پرورش جسمي انسان ضروري مي نمود، بدان توجه شد و گرچه مردمي كه بر اثر فشارهاي بي رويه كليساي منحط به جان آمده و طالب مفري براي گريز بودند، از آن به عنوان وسيله اي جهت تفريح و تفنن استفاده مي كردند؛ اما رفته رفته علت اصلي توجه بدان، آماده سازي بدن براي مقابله با تهاجمات دشمنان گرديد.
در قرون وسطي با اينكه خانم ها براي ورزش و تفريح اسب سواري مي كردند و به شكار قوش و پرنده مي رفتند و زن هاي كشاورزان در مزارع بكار اشتغال داشتند؛ ولي با اين وجود تعليم و تربيت آنها منحصر به محوطه ي خانه بوده است.
در عصر بعد از انقلاب صنعتي كه بر اثر رنسانس و تحول علمي و فرهنگي، خط مسير جديدي در اوضاع سياسي، اجتماعي وعلمي جهان مشخص شد، نمي توان تاريخ دقيقي را در ورود زنان به جوامع ورزشي مشخص نمود؛ اما آنچه مسلم است حقوقي كه جوامع براي زنان قائل شدند و انگيزه هايي بر اساس اين نوع نگرش، براي زنان در نظر گرفتند، مشخص كننده تقدم يا تاخر اين ورود مي باشد؛ چرا كه ورود زنان در جوامع ورزشي مستلزم شركت زنان در امور اقتصادي و سياسي بوده است.
شركت زنان در ورزش متناسب با جنگ توسعه و به اصطلاح استقلالي پس از جنگ جهاني بسيار فراتر گرديده است؛ در بررسي تاريخ المپيادها، از قرن ۱۹، درست در سال ۱۹۰۰ در المپياد پاريس تعداد زنان شركت كننده ۶ نفر بود، در سال ۱۹۰۴ در المپياد، شركت كننده ي زن وجود نداشت و بعدها در سال ۱۹۲۴ «پاريس» ۱۳۶ نفر بودند، اين ارقامي است كه حاكي از افزايش تعداد شركت كنندگان زنان مي باشد وبالاخره زنان كه براي شركت در بازي هاي المپيك مبارزات بسيار داشتند، در سال ۱۹۰۰ بود كه اجازه شركت در دورشته ي گلف و تنيس راه يافتند و دوپله از سكوهاي افتخار را كسب كردند.
نتيجه گيري:
تربيت بدني و ورزش، فقط به ورزش تن قناعت نمي كند؛ چرا كه براي انسان كرامت ذاتي و ارزش والايي قائل است و او را حيوان يا ماشين، نمي داند و بر فرماندهي صحيح باطن او پافشاري مي كند؛ بنابراين اهداف تربيت بدني و ورزش در نظام تربيتي، از تامين سلامت و آمادگي براي فعاليت، آغاز مي شود و تا افزايش حوصله و ظرفيت وتحمل، صبر و استقامت و رعايت ادب ها و همكاري ها و هماهنگي ها، ادامه مي يابد.
بنابراين بايد گفت؛ اسلام با ورزش زنان مخالفتي ندارد، بلكه آن را از ضروريات زندگي يك زن مسلمان مي داند و آن را توصيه مي كند؛ اما آنچه بايد مورد توجه باشد، مناسبت آن با قدر و منزلت انساني زن و خصوصيات جسمي و رواني وي است، ورزش زنان از نظر اسلام موقعي مجاز است كه با رعايت ها همراه باشد؛ بدين معني كه متناسب با آنچه در اسلام براي حفظ شخصيت و وقار و احترام زن و جلوگيري از آلوده شدن محيط اجتماعي و لطمات خانوادگي، دستور داده ارائه گردد، اين چنين ورزشي مطلوب است. ورزش زنان بسيار لذت بخش و جالب است كه بر اساس تقويت و آمادگي براي انجام وظايف و مسووليت هاي آينده برنامه ريزي شده باشد و همواره بر آن نيز تاكيد داشته باشد و اين به عهده مسوولين و افراد كوشايي است كه بر تحقيق و پژوهش بيشتر همت گمارند و هر چه بيشتر امكانات ورزشي و اين پديده ي تربيتي وروحي را در اختيار زنان جامعه قرار دهند.
منابع:
۱-ديدگاه هاي علمي در ورزش بانوان ، نويسندگان: ژاكلين ل . پل ، سي. هارمون و ... مترجمان: دكتر شكوه نوابي نژاد، دكتر مهوش نوربخش، فريده هادي ، تهران: اميد دانش، ۱۳۸۱.
۲-ورزش بانوان، به كوشش: بخش طرح ها و تحقيقات جهاددانشگاهي گروه علوم انساني-كميته تربيت بدني، ۱۳۶۵.
۳-آمادگي جسماني براي بانوان، مترجم: شيلا رياضي، انتشارات: خجسته، ۱۳۷۵.
۴-زنان نيرومند جوان مي مانند، نويسنده: مريام نلسون، مترجم: شهره عبدالهي   ، انتشارات : ياسمن، ۱۳۷۷.
۵-آمادگي جسماني بانوان، مترجم: صديقه جباري و بهروز ژاله دوست، انتشارات: ناهيد، ۱۳۷۲
۶-تمرين تندرستي، جودي آلتر، مترجم: سكينه (مهري) خرازي، انتشارات: علم و حركت، ۱۳۷۴.
۷-دفاع شخصي زنان، بري ديوس، مترجم: آذردانش اشراقي، انتشارات: موج ۱۳۸۱.

يكشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۶
۱۳:۲۴:۳۷

Copyright © ۲۰۱۰ Hadis News All rights reserved
E-mail : info@hadisnews.com