محمود داوران؛۱-جنبش اصلاحی موسوم به دوم خرداد، علی رغم همه امکانات ، پشتیبانی ها، شور و نشاط ها، وعده وعیدها، امیدواری هاو تلاش از طرف روزنامه نگاران و روشنفکران و دانشجویان به دلیل مقاومت های شدید، ساختار قدرت و فرصت سوزی های رهبران اصلی و رسمی ، اصلاحات به شکست انجامید و دو نتیجه جدی به بار آورد؛ یکی ،انفعال گسترده در میان فعالان سیاسی و مدنی و دیگری، ظهور دولت اصول گرای نهم.۲-در تمام سال های اصلاحات در حالی که اصلاح طلبان بر طبل « آزادی » می کوبیدند، جناح مقابل بی محابا کوس « نان» را به صدا در می آوردو در ادامه همین سیاست از میان طوفان های قانونی و شبه قانونی، صبح دولتی دمید که سودای آوردن نفت بر سر سفره مردم را داشت. این وعده ی شیرین وقتی که با درآمد نجومی نفت در دو سال اخیر توام گردید، اقشار گرسنه شهری و روستایی ، کارمندی و کارگری رویاهای خود را در آستانه تحقق یافتند . زیرا در سفرهای استانی و سخنرانی ها هر چه بیشتر کوره ی مطالبات اقتصادی مردم داغ می گردید . اکنون همه چیز آماده بود ، پول فراوان و دولتی مصمم برای خرج کردن ، وام دادن ، کاهش نرخ سود بانک ها ، تثبیت قیمت ها، افزایش یارانه ها، استخدام متقاضیان کاردر دستگاه های دولتی مثل معلمان حق التدریس و واردات هر چه بیشتر کالاهای مصرفی برای مقابله با گرانی های ناشی از افزایش نقدینگی و ...
۳-در اواخر سال جاری (۸۵) اوضاع آن چنان که توقع بود، پیش نرفت و رویاها در حال مبدل شدن به سرابی بیش نیستند؛ زیرا از یک طرف قیمت نفت دچار سکون و تزلزل شده و غول نقدینگی در حال سر بر آوردن است . هیچ وقت تورم یک رقمی نگردید، بلکه گرانی ها ی سر سام آور بعضی کالاها مثل مسکن ، گوجه فرنگی و مصالح ساختمانی هر گونه خوش خیالی را در رابطه با کاهش فقر و تورم به خوابی آشفته تبدیل نموده است . کم کم دولت عزم فاصله گرفتن از بودجه انبساطی را کرده و صحبت از کمبود بودجه می شود در همین راستا بخش دارو و درمان و آموزش و پرورش کاهش یافته و در مقابل در چهارچوب بودجه سال ۸۶ قیمت بنزین ، نوشابه های گازدار، سیگار، بلیط هواپیما، آب ، برق و گاز افزایش خواهند یافت.
۴-چالش های هسته ای و فشارهای سیاسی و اقتصادی دولت های مقتدر جهانی و نهادهای بین المللی روز به روز اثرات منفی خود را بر اقتصاد نشان می دهد به طوری که صحبت از تدوین بودجه سایه برای مقابله با شرایط سخت اقتصادی به دلیل تحریم های احتمالی می شود بی تردید سیاست خارجی سال های اخیر از نقطه نظر اقتصادی شرایط مشکلی را برای تنفس اقتصاد ایران به وجود آورده است . تحلیل هزینه فایده سیاست ها و روشهای کنونی در پرتو استانداردهای توسعه پایدار و باسمت گیری کاهش فقر و محرومیت و افزایش رفاه، عدالت و آزادی اهمیت شایان توجهی دارد.
۵- سیاست های اجتماعی در جهت ایجاد محدودیت در گردش آزاد اطلاعات از طریق روزنامه ها، کتاب ، اینترنت، اجتماعات قانونی به همراه دشوار کردن شرایط فعالیت های مدنی و مشارکت طلبانه و همچنین برخورد با نهادها و فعالین دانشجویی و روزنامه نگاری و طرفداران حقوق زنان ، کارگران و معلمان در سال های اخیر به رویه ای آشکار و معمول تبدیل گردیده است. از طرف دیگر رواج قشری گری خرافات، اخراج دانشجویان و اساتید و به راه انداختن مجدد بعضی گزینش ها و اعمال فشار های آشکار و پنهان به نیروهای منتقد مجموعاً نگرانی های گسترده ای به وجود آورده است .
۶- رشد روز افزون سطح و عمق آسیب های اجتماعی از قبیل قتل، دزدی، فحشا، رشوه، سوء استفاده از پست و مقام، رابطه بازی، اختلاس های میلیاردی، اعتیاد، فرار از خانه، نزاع های عجیب و غریب و گاهی به صورت دسته جمعی ، زورگیرهای آشکار، افزایش بیکاری تا مرز ۴ میلیون نفر، خشونت های خانگی، عمیق تر شدن شکاف طبقاتی و فقر، شیوع نسبی ناامیدی و بیماری های روانی و طلاق، فرار مغزها، پایین بردن سطح بهره وری ، اصراف منابع انرژی، آسیب های جدی به منابع طبیعی و محیط زیست، بروز انواع اعتراضات و اعتصابات، بالا رفتن تعداد پرونده های قضایی و تعداد زندانیان و بعضی مسائل قومی ، افزایش میزان مردودی های تحصیلی به میزان ۴ میلیون نفر در سال گذشته. مجموعاً وجه دیگری از جامعه ایرانی را به نمایش می گذارند.
در برابر مشکلات مذکور و چالش های پیش رو در جامعه ایران سکوت و تسلیم وجود ندارد، بلکه نهادهای رسمی ، اجرایی و دولتی و همچنین نهادهای مدنی، اقشار و طبقات مختلف، هر یک به شیوه و از جایگاه خویش تلاش می نمایند که به نحوی مسائل حل و یا رفع و رجوع کنند.
دولت و نهادهای حکومتی و قانون گذارو ... با برخورداری از اهرم های قانونی و حاکمیتی ، بودجه، سیاست گذاری، اعمال قدرت، تبلیغات، آموزش و ... سعی وافری دارند که چالش ها را کاهش داده و به قدر توان به مطالبات گوناگون اقشار جامعه پاسخ دهند و از انواع آسیب های اجتماعی و نارضایتی ها بکاهند. خوشبختانه در این زمینه ها سخنگویان دولتی و روابط عمومی ارگان های دولتی با برخورداری از وسایل ارتباط جمعی پر نفوذ مثل رادیو و تلویزیون بی وقفه فهرست فعالیت های خود را اعلام می نمایند و استمرار این عمل حسنه موجب مزید آگاهی شهروندان و آرامش خاطر همگان می گردد.
ولی در حوزه مدنی نیز ، علی رغم همه مشکلات و سنگلاخ های پیش رو ، تلاش های گسترده ای صورت می گیرد که به بعضی از مهمترین آن ها اشاراتی مختصر می شود.
احزاب سیاسی: در هر صورت چه خوب باشد یا بد، تعدادی حزب سیاسی نیم بند در این کشور وجود دارد که بعضی از آن ها شناسنامه دارو بامجوزند و بعضی نیز علی رغم داشتن زمینه مانور فراوان ظاهراً حزب نیستند، کارکرد یک نهاد حزبی متعارف را دارند.
احزاب بنا بر گرایشات ایدئولوژیک، تشکیلات و پایگاه اجتماعی و طبقاتی خود در برابر معضلات و مشکلات اقتصادی ، اجتماعی و ... به اعلام موضع می پردازند ؛ صدور اعلامیه، ایراد سخنرانی، برگزاری جلسات آموزشی- ترویجی و اعتراض، ملاقات های سیاسی و انجام مذاکره و نوشتن مقالات و انتشار آن ها از طریق روزنامه، مجلات و اینترنت. در حال حاضر فضا چندان برای فعالیت حزبی و تشکیلاتی مناسب نیست. فشارهای ساختاری و کمبود علاقه و انگیزه در میان مردم ، احزاب نیم بند کنونی را در سطح نازلی از نظر اثرگذاری قرار داده است. یک نگاه کلی نشان می دهد ، احزاب در ایران به میزانی که به حاکمیت نزدیک ترند از امکانات و امنیت بیشتری برخوردارند و در حقیقت منتقدین غیرخودی مجوز و مشروعیت چندانی از نظر ساختار قدرت ندارند و حتی بعضی از مسوولین ذیربط به عناوین مختلف بر علیه احزاب و نهادهای مدنی موضع می گیرند، ولی در هر حال بعضی جریانات سیاسی در شکل حزب فعالیت خود را به ویژه در ایام انتخابات بروز می دهند و اثرات نسبتا محدود و محسوسی را نیز به جا می گذارند.
روشنفکران: در ایران با افزایش تعداد مراکز آموزش عالی شهر نشینی و و تکنوکرات ها ، اهل قلم، روزنامه نگاران و گسترش وسایل ارتباط جمعی یک قشر اثرگذاری به نام روشنفکران و اهل قلم نقد ونظر، حضور و بروز جدی یافته است. این جماعت از طریق نوشتن کتاب، مقاله، سخنرانی، نقد سیاست های حاکمان و ارتباط با محافل دانشجویی ، حزبی و روزنامه نگاری به ایفای نقش می پردازند. طیف وسیع روشنفکران با صبغه ملی، لائیک، مذهبی چپ، محافظه کار و رادیکال هر یک مخاطبان خویش را دارد. این جریان نیز هر یک به نحوی ، با توجه به وسعت و عمق نقد و نظر مطرح شده دچار مضایقی می گردد و شاید بتوان گفت: در فضای یاس، تفرقه و عوام گرایی چندان بازارگرمی ندارند. به نظر می رسد با توجه به توقعی که از این قشر می رود، ضعف های نظری و اخلاقی ( عدم تحمل یکدیگر) مانع اثر گذاری جدی ایشان گردیده است . شاید بتوان گفت یکی از جدی ترین مشکلات عرصه عمومی این دیار، ضعف ها و عقب ماندگی های جریان روشنفکری است.
فرهنگیان: معلمان و دبیران که به عنوان اقشاری محافظه کار و قانع زبانزد عام و خاص بودند به دلیل فشارهای طاقت فرسای گرانی و تورم و به حاشیه راندگی اجتماعی و به ویژه در باغ سبز نشان دادن از طرف بعضی مسوولین علاقه مند به « رای فعلها» و شیفته درآمدهای دلاری- نفتی، آهسته آهسته به یک جنبش صنفی فعال، زنده و پی گیر مبدل شده اند. به طوری که در عرض یک ماه بالغ بر چهار تجمع پر شور در برابر مجلس شورای اسلامی داشته اند و جسته و گریخته به تعطیلی مدارس و کلاس ها اقدام نموده اند و هم اکنون به چشم انداز اقدامات قانونی جدی تر ی در صورت عدم پاسخ به خواسته های صنفی شان می اندیشند . شواهد و قرائن حکایت دارد ، مصوبه مجلس در مورد نظام هماهنگ حقوق کارمندان دولت تا اجرایی شدن فاصله زیادی دارد و دولت حاضر به هزینه کردن حدود ۳ تا ۴ میلیارد دلار برای رفاه فرهنگیان نیست و موضوع با خشونت و تشکیل پرونده علیه فعالین اصلی سندیکالیست فرهنگی به طور موقت رفع و رجوع می شود و البته دولت برای رهایی از زیر فشار مطالبات صنفی فرهنگیان بعضی اقدامات بسیار سطحی و اندکی را از قبیل اعطای بن کالاهای مصرفی و یا افزایش بعضی از ردیف های حقوقی، انجام خواهد داد. سخن اصلی فرهنگیان این است که حقوق کنونی، کفاف معیشت ما را نمی دهد و در عین حال بعضی کارمندان همین دولت با سابقه و مدرک مساوی ، حقوق های بسیار بیشتری دریافت می کنند. مسوولین در برابر این خواست سه دسته هستند ، عده ای مطالبات را بر حق می دانند و کسانی اصلا چنین تبعیضی را موهوم دانسته و باور ندارند و بعضی که نقش اصلی را دارند، می گویند: بودجه لازم برای پاسخ گویی به معلمان را نداریم، پس باید صبر کنند. به نظر می رسد، پویش صنفی فرهنگیان نیاز به گستردگی ، سازمان یابی و دوراندیشی بیشتری دارد؛ البته برای دولت مدعی عدالت محوری و فقرستیزی جالب نیست که یک میلیون و یک صد هزار نفر از کارمندان خود را و بازنشستگان زحمتکش و دیگر کارمندانی را که اوضاع معیشتی شبیه معلمان و پرستاران دارند، بدین شکل از خود برنجاند.
دانشجویان: در سال گذشته دانشجویان خسته از سال های کم فروغ اصلاحات و با کاهش انگیزه فعالیت اجتماعی و تفرقه دچار مضایق گوناگونی شدند، بعضی روانه زندان گردیدند، عده ای جلای وطن کردند؛ شماری دچار محرومیت و تعلیق ترم تحصیلی شدند و کسانی نیز به عنوان ستاره دار از نشستن بر صندلی های دوره ی فوق لیسانس و دکتری محروم گردیدند و اخیرا صداهایی برای اخراج بعضی دانشجویان به گوش می رسد که البته این امر جدیدی است و اوضاع دانشگاه ها را به فضای دهه ۶۰ نزدیک می سازد. تعطیلی بعضی وبلاگ های دانشجویی و نشریات ایشان و محاکمه دست اندرکاران آن ها نیز کم و بیش جریان داشته است؛ ولی افتان و خیزان هنوز دانشجویان به عنوان اقشار آگاه جامعه صدای نقد و اعتراض خود را در حمایت از کارگران ، زنان و روشنفکران و در راستای استیفای حقوق ملت و ارتقاء سطح آزادی های دمکراتیک به گوش مسوولین و شهروندان می رسانند. مهمترین مشکل جنبش دانشجویی علاوه بر هزینه برشدن فعالیت ، تفرقه، بحران اندیشه و مختل شدن رابطه ی دو سویه ایشان با جامعه و به ویژه روشنفکران و نخبگان است؛ ولی کماکان دانشجویان را باید جزء مهمترین، آگاه ترین و پی گیرترین اقشار جامعه به نفع تحقق هر چه بیشتر رفاه، ،آزادی و عدالت در جامعه ی ایرانی به حساب آورد.
کارگران: یکی از محروم ترین طبقات جامعه، کارگران هستند که در شرایط تورم رکودی کمرشان در زیر بار گرانی و بیکاری خم شده است . در سال گذشته، قانون کار به ویژه مواردی از آن که مانع اخراج کارگر می شد در معرض چالش و تغییرقرارگرفت . علی رغم حرکت ابتدایی دولت در جهت حمایت از کارگران که استخدام موقت بودند ، عقب نشینی های بعدی، اوضاع قبلی را کم و بیش تثبیت نمود. بعضی برآوردها، ناامنی کارگران را از نظر استخدامی و خروج کارگاههای کمتر از ۱۰ نفر از مشمول قانون کار ، اخراج کارگران در راستای تعدیل نیرو و به دلیل مشکلات عدیده ی تولید صنعتی را نمادی از بحران های اقتصادی – اجتماعی می دانند . در سال ۸۵ ، اعتصابات کارگری به اشکال گوناگون به ویژه در استان های صنعتی و کارگری گاهی حادث گردید، تجمع در مقابل استانداری ها، بستن خیابان، حضور اعتراضی در برابر مجلس شورای اسلامی و غیره. در برابر فعالیت های سندیکای کارگری برخوردهای متفاوتی شد، ولی از همه بارزتر ، مواجهه با سندیکای رانندگان اتوبوس های عمومی تهران بود که منجر به دستگیری و محاکمه بعضی از رهبران آن گردید.مسوولین ذی ربط حقوق پایه کارگران را برای سال ۸۶به میزان ۱۸۳ هزار نومان اعلام کرده اند در حالی که یکی از نمایندگان مجلس خط فقر را در تهران ۵۵۰ هزار تومان اعلام نمود. بهر شکل مشکلات صنعتی، تولیدی واقتصادی بسیار پیچیده وعدیده است؛ ولی بیکاری و فقرکارگران مبدل به صدای رسایی در جامعه ی ایران گردیده است. شاید بتوان گفت کارگران و معلمان پرچمدار تلاشهای سندیکائی و صنفی در ایران امروز هستند.
زنان: واقعیت این است که پویش و اعتراضات زنان ریشه در واقعیت های معطوف به نابرابری و ستم مضاعف برایشان دارد. زنان به عنوان نیمی از ملت ایران علیرغم موفقیت های علمی و تخصصی و صلاحیت های مدیریتی و کنشگری در عرصه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... از موقعیت های مدیریتی چشمگیری برخوردار نیستند. تحقیر و خشونت علیه زنان به صورت آشکار و پنهان در طول تاریخ ادامه داشته است. طبعاً زنان ایرانی از صدر مشروطه به عنوان نقطه عزیمت بیداری ایرانیان ورود به دنیای جدید حضوری پررنگ و اعتراضی داشته اند. در سال های اصلاح طلبی اخیر حضور زنان در تشکل های هنری، روزنامه نگاری، صنفی، دانشجویی، حزبی و ... انکار ناپذیر بوده است. زنان ایرانی از یک طرف خواستار تغییر قوانین مردسالار و از طرف دیگر تغییر فرهنگ جامعه به عنوان بخشی از ساختار حقیقی مسلط به نفع کسب حقوق عادلانه با مردان هستند. در سال گذشته اوج فعالیت دامنه دار زنان با کمپین، یک میلیون امضاء و برگذاری روز ۸ مارس (روز جهانی زن) مصادف بوده است؛ بطوری که زنان فعال در اشکال مذکور دچار محدودیت و مضایق فراوانی شدند، سایت ایشان فیلتر گردید، و از حضور در بعضی جلسات محروم شدند، و بعضی نیز دستگیر و روانه زندان گردیدند. مورد آخرین آن بازداشت ۵۰ نفر از زنان فعال در آستانه برگزاری ۸ مارس بود که واکنش های گسترده ای را در داخل و خارج برانگیخت و اکثر فعالین حقوق بشر، دانشجویی و سیاسی در سطح داخل و بعضاً خارج، نسبت به دستگیری زنان اعتراض کردند و بدین ترتیب جنبش زنان حضور قوی و اثر گذار خویش را نمایان ساخت.
فعالان زیست محیطی: عده ای معتقدند فعالیت به نفع محیط زیست جنبه ی لوکس و تزئینی دارد و بیشتر دغدغه ی طبقات بالای جامعه بوده و از پرنسیب های رادیکال و اثرگذار فاصله دارد. ایشان استناد می کنند بر واقعیت هایی چون فقر، بی عدالتی و فقدان نسبی آزادی های دمکراتیک بنابراین حفظ محیط زیست را درگرو حل چالش های مبرم مذکور می دانند. باید تاکید نمود که واقعیت و حقیقت فعالیت زیست محیطی چنین نیست؛ زیر تلاش برای حفظ محیط زیست تضاد و تنافری با پویشهای زنان، کودکان، رفع فقر و آزادیخواهی ندارد؛
بلکه پیوستگی های عمیقی بین مطالبات زنان ، کارگران، آزادیخواهان و عدالت طلبان با حفظ محیط زیست و تحقق توسعه پایدار وجود دارد و اساساً توسعه پایدار پارادیم است که مجموعه ی جنبش های توسعه طلبانه را در برمی گیرد و هر یک راهی درخشان به سوی عینیت بخشیدن به توسعه پایدار به مثابه آزادی هستند. در سال گذشته (سال ۸۵ ) طرفداران محیط زیست از طریق انتشار مقالات، ارسال نامه های اعتراضی، تجمعات آموزشی و اعتراضی، هشدارهای گوناگونی بدلیل به خطر افتادن محیط زیست کشور از طریق دست اندازی به مناطق حفاظت شده، پارک های ملی، کاهش ذخایر ژنتیکی، کمبود آب، فرسایش خاک، آلودگی هوا و جاده سازی های بی رویه در متن جنگل های بی بدیل البرز، تخریب فضای سبز شهری و کمربند سبز اطراف شهرها و ... به گوش مسوولین و شهروندان رسانیدند. بعضی شبکه های استانی تشکل های زیست محیطی علیرغم مشکلات درونی و ضعف های جدی شبکه ملی به تلاش ارزنده خود در سال گذشته ادامه دادند تا محیط زیست کشور درروند توسعه از آسیب های جبران ناپذیر مصون بماند.
فریادهای خاموش: علاوه بر صداهایی که مذکور افتاد از قعر جامعه و از میان محروم ترین طبقات جامعه، فریاد های خاموشی به گوش می رسد و وظیفه انسانی و شهروندی حکم می کند، این بغض های فروخفته مورد توجه قرار گیرند. چه کسی باید صداهای غم ناک کودکان آواره ی خیابان ها، برسرچهار راهها و یا مشغول کار در کارگاه ها و آجرپزی ها را بشنود؟ فریاد زنان و مردان پیرو تنها، چشم انتظاران ساکن آسایشگاه ها و معلولین را چه کسانی بزیر گوش خود حس می کنند؟ گرسنگان، بیماران، یتیمان و بی سرپرستان فقیر، از کار اخراج شده های عائله مند، کسانی که ماه ها و سالهاست حقوق دریافت نکرده اند. پسران کوچک و ضعیفی که سرچهارراه ها فال حافظ و گل می فروشند و یا در کنار خیابان با التماس واکس می زنند. انسان هایی در حد بالای محرومیت، و با نداشتن لباس، سرپناه، گرسنگی و سوء تغذیه روزگار می گذرانند. در فهم، احساس و نگاه اینان، غذای گرم لباس، شیک، خانه ی آرام، بازی و تفریح چه مفهومی دارد؟ در ایران بین ۱ تا ۲ میلیون نفر در فقر شدید زندگی می کنند، یعنی روزانه کمتر از یک دلار در آمد دارند. آیا سیاستمداران، مسوولین، روشنفکران، فیلسوفان، اهل قلم، و جمله ی مدعیان، فریاد خاموش این محرومترین لایه های اجتماعی را می شنوند؟